برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو





برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو

همه مسئولان ایران به دنبال توافق خوب، منصفانه و عزتمندانه هستند/ تیم مذاکره کننده ایران امین، غیور، شجاع و متدین هستند/ تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو شود/ لغو تحریم ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه شنبه) در دیدار رمضانی سران قوا و مسئولان و مدیران ارشد نظام، ضمن «تبیین پیامدهای مثبت، چالش ها و راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی»، درباره روند مذاکرات هسته ای نکات تعیین کننده ای بیان کردند و با اعلام و تشریح صریح خطوط قرمز هسته ای ایران تأکید کردند: امریکایی ها به دنبال نابود کردن صنعت هسته ای ایران هستند در مقابل همه مسئولان ایران ضمن تأکید بر خطوط قرمز، به دنبال توافقی خوب یعنی توافقی منصفانه و عادلانه، عزتمند و منطبق با منافع و مصالح ایران هستند.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدا با اشاره به ماه مبارک رمضان که ماه تقوا است، به تبیین دو نوع تقوای شخصی و اجتماعی پرداختند و گفتند: تقوای شخصی در واقع آن حالت و مراقبت دائمی است که انسان را از ضربه های مهلک معنوی در امان نگه می دارد و البته در امور دنیوی او نیز تأثیرات بسیار مهمی دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای تقوای جامعه را قابل تعمیم به مسائل اجتماعی و اقتصادی دانستند و تأکید کردند: تقوای جامعه در مسائل اقتصادی، همان اقتصاد مقاومتی است که کشور را در مقابل تکانه های ناشی از حوادث جهانی یا در مقابل تیرهای زهرآگین سیاستهای معارض جهانی حفظ می کند.
ایشان با یادآوری هشدارهای مکرر خود در سالهای گذشته درخصوص لزوم استحکام بخشی کشور در مقابل خیز اقتصادی قدرتها خاطرنشان کردند: در این سالها مسئولان در حد و توان خود تلاشهای خوبی را انجام دادند اما موضوع اقتصاد مقاومتی باید با استفاده از همه توان و ظرفیت کشور پیگیری و محقق شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه الگوی اقتصاد مقاومتی در برخی کشورهای دیگر اجرا و تأثیرات مثبت آن دیده شده است، نقطه کانونی اقتصاد مقاومتی را درون زایی و نگاه به درون دانستند و گفتند: این درون زایی به معنای انزوا طلبی نیست بلکه تکیه به ظرفیت ها و توانایی های درونی، با نگاه به بیرون است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه تدوین سیاستهای اقتصاد مقاومتی محصول خرد جمعی و مشورت های طولانی بوده است، افزودند: بعد از ابلاغ این سیاستها، بسیاری از صاحبنظران اقتصادی آن را تأیید کرده اند و اکنون اقتصاد مقاومتی وارد ادبیات و فرهنگ رایج اقتصادی کشور شده است.
ایشان مدل اقتصاد مقاومتی را، مقابل مدل قدیمی دیکته شده از طرف قدرتها به کشورهای جهان سوم دانستند و خاطرنشان کردند: این مدل قدیمی مبتنی بر نگاه به بیرون است اما مدل اقتصاد مقاومتی، الگویی مترقی و متکی به ظرفیت های درونی است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ممکن است عده ای اینگونه تصور کنند که مدل اقتصاد مقاومتی، الگویی مطلوب است اما امکان تحقق آن وجود ندارد در حالیکه قاطعانه می گویم، اجرای الگوی اقتصاد مقاومتی در شرایط کنونی کشور و با توجه به ظرفیت های موجود، کاملاً امکان پذیر است.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از این مقدمه به بیان برخی از ظرفیت های فراوان کشور که می توانند مبنای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی قرار گیرند، پرداختند. نیروی جوان تحصیل کرده ی متخصص و دارای اعتماد به نفس اولین ظرفیتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: وجود این تعداد نیروی جوان تحصیل کرده در کشور از برکات انقلاب است به شرط آنکه سیاستهای غلط موجب پیر شدن جامعه و کاهش نیروی جوان، نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به وجود 10 میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی و بیش از چهار میلیون دانشجوی در حال تحصیل در کشور که 25 برابر اول انقلاب است، تأکید کردند: این تعداد نیروی تحصیل کرده جوان و متخصص از افتخارات نظام اسلامی و یک فرصت بسیار بزرگ است.
ایشان جایگاه اقتصادی کشور را یکی دیگر از ظرفیت ها برشمردند و افزودند: براساس آمارهای جهانی، جمهوری اسلامی ایران دارای رتبه بیستم در اقتصاد دنیا است که در صورت بهره برداری از ظرفیت های استفاده نشده، امکان رسیدن به رتبه دوازدهم اقتصاد دنیا وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی جایگاه اول ایران در مجموع ذخایر نفت و گاز را از جمله ظرفیت ها دانستند و با اشاره به موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور به عنوان نقطه اتصال شمال به جنوب و شرق به غرب، گفتند: همسایگی با 15 کشور، با جمیعتی 370 میلیونی به عنوان بازار خارجی بسیار نزدیک و همچنین جمعیت بیش از 70 میلیون کشور به عنوان بازار داخلی بزرگ، از دیگر ظرفیت هایی هستند که اگر فقط به همین بازار داخلی توجه شود، وضعیت تولید دگرگون خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای زیر ساخت های اساسی کشور در انرژی، حمل و نقل، ارتباطات، نیروگاهها، و سدها و همچنین تجربه مدیریتی متراکم در کشور را از دیگر ظرفیت ها برشمردند و خاطرنشان کردند: ما باید از این ظرفیت ها بصورت مناسب و صحیح استفاده کنیم زیرا مشکل کشور، نبود طرح و یا سخن صحیح و کارشناسی نیست بلکه مسئله اصلی که در محیط های نخبگانی هم تکرار می شود، استفاده شایسته نکردن از طرح ها و سخن های صحیح است.
ایشان برخی مشکلات را ناشی از چالش های درونی کشور دانستند و در بیان بخشی از این چالش ها، گفتند: چالش بزرگ کشور ما سهل انگاری در عمل و ساده و سطحی نگریستن به مسائل است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: مباحث لفظی و روشنفکری کار را پیش نمی برد بلکه حل مسائل، نیازمند حرکت و اقدام و پیگیری بلندمدت امور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه به نتیجه رسیدن برخی کارهای بزرگ شاید نیازمند سپری شدن مدت زمانی به اندازه یک نسل باشد، افزودند: آن زمانی که درباره نهضت علمی در کشور، در دانشگاهها صحبت می شد، شاید کسی باور نمی کرد که بعد از 10 تا 15 سال حرکت علمی کنونی در کشور، به همت اساتید و جوان های با استعداد بوجود آید اما امروز در مقایسه با آن سالها، شاهد پیشرفت چشمگیر و در برخی زمینه ها شاهد پیشرفت خیره کننده هستیم.
راههای موازی و آسان ولی در عین حال مهلک، یکی دیگر از چالش های داخلی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و در تبیین این موضوع گفتند: برخی اوقات تأمین برخی کالاها و نیازها از دو مسیر امکان پذیر است. یک مسیر از طریق اروپا و آسان و مسیر دیگر از طریق غیر اروپا ولی سخت. مسیر اول انسان را در تنگنا قرار خواهد داد و دوستان او را ضعیف و دشمنان او را قوی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: یکی دیگر از چالش های درونی که خطای بسیار بزرگ و اساسی است، این است که تصور شود با فاصله گرفتن از مبانی اعتقادی و اصول نظام اسلامی، همه راهها باز خواهد شد.
ایشان خاطرنشان کردند: مسئولان در دولت خدمتگزار، انسانهای معتقد به مبانی و اصول انقلاب هستند و من از آنها گله ای ندارم ولی در مجموعه دست اندرکاران، برخی تصور می کنند با کوتاه آمدن از اصول، درها گشوده خواهد شد در حالیکه نتیجه این خطای بزرگ را در سالهای اخیر در برخی کشورها دیده ایم.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تنها راه پیشرفت، ایستادگی و پافشاری بر مبانی و اصول است.
حضرت آیت الله خامنه ای یکی دیگر از چالش های درونی را این موضوع دانستند که برخی تصور می کنند، مردم مشکلات را تحمل نخواهند کرد.
ایشان گفتند: اگر حقایق امور با صداقت لازم و به درستی برای مردم بیان شود، مردم خواهند ایستاد و مقاومت خواهند کرد.
ایشان، تردید در توانایی های درونی کشور را یکی دیگر از چالش ها خواندند و افزودند: باید به دانشمندان جوان خود و به مجموعه های مردمی در امور اقتصادی اعتماد و از توانایی های آنها استفاده کرد.
رهبر انقلاب اسلامی شرط اصلی برای تحقق اقتصاد مقاومتی را عزم راسخ و جدی و پرهیز از سهل انگاری و راحت طلبی و تکیه بر مدیریت جهادی برشمردند و تأکید کردند: مدیریت جهادی عبارت است از توکل بر خداوند و استفاده از تدبیر و عقلانیت و در عین حال پیش بردن کارها با عزم راسخ و بدون هراس از جوانب.
حضرت آیت الله خامنه ای، ترویج فرهنگ متناسب با اقتصاد مقاومتی را در کنار بکارگیری مدیریت جهادی، ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: صدا و سیما، رسانه ها، مسئولین، ائمه جمعه و همه کسانی که سخن آنان در میان مردم تأثیرگذار است، باید ترویج گر فرهنگ اقتصاد مقاومتی باشند.
ایشان، صرفه جویی، مصرف کالاهای داخلی بویژه در دستگاههای دولتی، مقابله جدی با واردات بی منطق، مقابله جدی با قاچاق، توجه ویژه به کارگاههای تولیدی کوچک و متوسط و بازنگری در سیاستهای پولی و فعالیتهای نظام بانکی را از ضروریات اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی برشمردند و تأکید کردند: شرط اصلی تحقق همه این موارد، همدلی و همزبانی و انسجام درونی است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه همه باید به دولت و مسئولان کمک کنند، افزودند: حاشیه سازی از هر طرفی غیر قابل قبول است و باید از آن پرهیز شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در جمع بندی مباحث مربوط به اقتصاد مقاومتی تأکید کردند: ما می توانیم در زمینه اقتصادی کارهای بزرگی انجام دهیم و از این گذرگاه حساس عبور کنیم.
رهبر انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهم شان درباره موضوع هسته ای، قبل از تشریح برخی جزئیات مذاکرات و تبیین صریح خواسته ها و خطوط قرمز هسته ای، سه نکته را مورد تأکید قرار دادند.
نکته اول اینکه هر آنچه رهبری در جلسات عمومی می گوید عیناً همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می گوید بنابراین این خط تبلیغی غیرصحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است، خلاف واقع و دروغ است.
دومین نکته ای که حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان مقدمه بحث هسته ای بیان کردند، امانت داری، غیرت، شجاعت و تدین اعضای تیم مذاکره کننده کشورمان بود.
ایشان گفتند این تیم، با غیرت ملی و دقت کامل و با قصد باز کردن گره و پیش بردن کار کشور، در مقابل تعداد کثیر مذاکره کنندگان طرفهای مقابل، مشغول تلاش است و انصافاً با شجاعت، مواضع را بیان و دنبال می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند هرکسی از جزئیات مذاکرات با خبر شود حتماً به این مطالبی که درباره تیم هسته ای گفته شد، اذعان خواهد کرد البته آنها ممکن است در تشخیص و عمل خطا کنند اما متدین و غیور هستند.
مخاطب سومین نکته مقدماتی رهبری، منتقدان هسته ای بودند.
ایشان افزودند: با انتقاد مخالف نیستم و آن را لازم و کمک کننده می دانم اما این یک واقعیت است که انتقاد کردن از عمل کردن آسان تر است چرا که دیدن عیبهای طرف مقابل راحت است اما درک دشواریها و نگرانی های او، مشکل می باشد.
رهبر انقلاب افزودند: این حرف من، نباید مانع ادامه انتقادها شود اما متوجه باشیم که تیم هسته ای برخی از مسائلی را که مورد انتقاد است می داند اما بعضی ضرورتها او را به برخی اقدامات می کشاند.
حضرت آیت الله خامنه ای سپس به بیان تاریخچه کوتاهی از روند مذاکره با امریکاییها پرداختند که به درک روند مذاکرات کمک قابل توجهی می کند.
ایشان گفتند: موضوع مذاکره با امریکایی ها مربوط به زمان دولت قبل است و به فرستادن واسطه به تهران برای درخواست مذاکره مربوط می شود.
رهبر انقلاب در توضیح بیشتر افزودند: در آن زمان، یک نفر از محترمین منطقه به عنوان واسطه به دیدارما آمد و به صراحت گفت رئیس جمهور امریکا از او خواهش کرده که به تهران بیاید و درخواست امریکایی ها برای مذاکره را مطرح کند امریکایی ها به این واسطه گفته بودند می خواهیم ضمن شناخت ایران به عنوان قدرت هسته ای، مسئله هسته ای را حل و فصل کنیم و تحریم ها را ظرف 6 ماه برداریم البته ما به آن واسطه گفتیم به امریکایی ها و حرفهایشان اطمینانی نداریم، اما با اصرار آن واسطه، قبول کردیم که این مسئله را یک بار دیگر امتحان کنیم و مذاکرات شروع شد.
رهبر انقلاب اسلامی با تذکر دو نکته مهم در هماوردیهای جهانی خاطرنشان کردند: در هر رویارویی دیپلماتیک دو میدان وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد میدان اصلی که میدان واقعیت، عمل و تولید دارایی است و میدان دیپلماسی و سیاست که عرصه تبدیل این داراییها به امتیاز و تأمین منافع ملی است.
ایشان افزودند: دست خالی هر کشور در میدان اول، محدوده انعطاف او را در میدان دوم می بندد و با توجه به همین منطق، ایران با دستاوردهای مهم و قوی وارد میدان مذاکره شد که برخورداری از قدرت تولید سوخت 20 درصد، یکی از آنها بود.
رهبر انقلاب یادآوری کردند همه قدرتهای هسته ای از فروختن سوخت 20 درصد برای تولید داروهای هسته ای در مرکز تهران خودداری می کردند و حتی جلوی خرید ما از کشورهای دیگر را می گرفتند اما جوانان دانشمند و افتخارآفرین ایران، این سوخت را تولید و به صفحه سوخت تبدیل کردند و طرف مقابل مات شد.
ایشان افزودند: علاوه بر سوخت 20 درصد، دستاوردهای واقعی و میدانی دیگری هم داشتیم و در واقع راهبرد ایستادگی ایران در مقابل فشارها جواب داد و امریکایی ها به این نتیجه رسیدند که تحریم ها اثر مورد نظر و مطلوب آنها را ندارد و باید راه دیگری پیدا کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نگاه شک آلود ایران به طرف امریکایی گفتند: با وجود این، ما حاضر بودیم اگر امریکایی ها سر حرفها و وعده های خود به آن واسطه منطقه ای ایستادند ما هم هزینه بدهیم چون در مذاکرات می توان براساس عقل و محاسبه، عقب گردهایی نیز داشت اما آنها اندکی بعد از مذاکرات زیاده خواهی و بدعهدی را آغاز کردند.
رهبر انقلاب با اشاره به اینکه توافق خوب از نظر ایران یعنی توافق عادلانه و منصفانه افزودند: در جریان مذاکرات امریکایی ها 6 ماهِ وعده داده شده برای لغو تحریم ها را ابتدا به یک سال تبدیل کردند و بعد با زیاده خواهی های مکرر مذاکرات را طولانی و حتی تهدید به تحریم بیشتر کردند و از نظامی گری و روی میز و زیر میز سخن گفتند.
حضرت آیت الله خامنه ای در نوعی جمعبندی از روند مذاکرات تأکید کردند: تأمل و مطالعه در روند مطالبات امریکایی ها نشان می دهد هدف آنها ریشه کن کردن صنعت هسته ای ایران، از بین بردن ماهیت هسته ای کشور و تبدیل آن به یک کاریکاتور و تابلوی بی محتوا است.
ایشان با اشاره به نیاز حقیقی و مطالعه شده کشور به 20 هزار مگاوات برق هسته ای افزودند: آنها ضمن تلاش برای نابودی صنعت هسته ای و محروم کردن ایرانیان از فواید فراوان این صنعت، قصد دارند ضمن ادامه فشارها، تحریم ها را نیز به نوعی حفظ کنند.
رهبر انقلاب سپس در تبیین واقعیات صحنه پیچیده مذاکرات با امریکایی ها، یک نکته مهم دیگر یعنی نیاز دولت امریکا به توافق هسته ای را مورد بررسی قرار دادند.
ایشان افزودند: اگر آنها بتوانند به اهداف خود در مذاکرات برسند به یک پیروزی بزرگ رسیده اند چرا که ملت استقلال طلب ایران را تسلیم کرده اند و کشوری را که می تواند الگوی دیگر کشورها باشد شکست داده اند و تمام بدعهدی ها و چانه زنی های آنها برای تحقق همین اهداف است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر خواستهای منطقی ایران از اول مذاکرات تا امروز خاطرنشان کردند: ما از ابتدا گفته ایم می خواهیم تحریم های ظالمانه برداشته شود که البته در مقابل آن، حاضریم یک چیزهایی بدهیم به شرط اینکه صنعت هسته ای متوقف نشود و لطمه نخورد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان به ترسیم صریح خطوط قرمز هسته ای پرداختند.
ایشان به عنوان اولین خط قرمز گفتند: ما برخلاف اصرار امریکایی ها محدودیتهای بلند مدت 10، 12 ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به آنها گفته ایم.
رهبر انقلاب ادامه کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز حتی در زمان محدودیت را دومین خط قرمز ایران اعلام کردند و افزودند: آنها می گویند در مدت 12 سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.
رهبر انقلاب در توضیح سومین خط قرمز هسته ای تأکید کردند: تحریم های اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریم ها هم در فواصل معقول برداشته شود.
ایشان افزودند: امریکایی ها درباره تحریم ها یک فرمول پیچیده، چند لایه و عجیب و غریب مطرح می کنند که معلوم نیست از آن، چه چیزی در می آید اما ما صریحاً مطالبمان را می گوییم.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه بحث درباره خطوط قرمز مذاکرات هسته ای افزودند: لغو تحریم ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریم ها لغو شود ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم.
رهبر انقلاب افزودند: اجرائیات لغو تحریم ها نیز باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین تأکید کردند: ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس، مخالفیم چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست بنابراین ما به آن بدبین هستیم.
ایشان افزودند: می گویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند» این چه حرف نامعقولی است چگونه اطمینان پیدا کند مگر اینکه وجب به وجب این سرزمین را بازرسی کند.
رهبر انقلاب مخالفت قاطع با «بازرسی های غیر متعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی» را از دیگر خطوط قرمز هسته ای اعلام کردند.
رهبر انقلاب به صراحت تأکید کردند: در ایران، همه از جمله بنده، دولت، مجلس، دستگاه قضایی، دستگاههای امنیتی و نظامی و همه نهادها خواهان توافق خوب هسته ای هستیم توافقی که عزتمندانه، منصفانه و مطابق با مصالح و منافع ایران، تدوین شود.
رهبر انقلاب افزودند: اگر چه دنبال لغو تحریم ها هستیم اما آنها را از زاویه ای نوعی فرصت می دانیم چرا که باعث شده به نیروها و ظرفیتهای داخلی توجه بیشتری داشته باشیم.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در ابتدای سخنان خود به لزوم بهره گیری از برکات ماه مبارک رمضان بویژه بهره مندی از ادعیه این ماه و مضامین والای آن توصیه کردند و گفتند: ماه مبارک رمضان، ماه خشوع و استغفار و ماه بازگشت به خدا و خودسازی و اخلاق است.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام والمسلمین روحانی با اشاره به آغاز به کار دولت یازدهم در 22 ماه قبل، رویکرد دولت در زمینه مسایل داخلی را حسن اعتماد، رفتار مسالمت آمیز، کاهش فاصله ها و دوری از افراطی گری دانست و گفت: رویکرد دولت در زمینه سیاست خارجی تعامل سازنده با جهان با خط قرمز «حفظ استقلال، عزت و غرور ملی» و در زمینه مسائل فرهنگی، فضای بازتر برای همه اصحاب فرهنگ و هنر با خط قرمز اخلاق و احکام اسلام بوده است.
آقای روحانی حل و فصل مسئله مذاکرات در چارچوب احقاق حقوق هسته ای و تامین نیازهای جامعه و کشور را دو اولویت دولت برشمرد و افزود: آنچه کشورهای قدرتمند را پای میز مذاکره آورد، مقاومت ملت ایران در برابر فشار بدخواهان و شکست تحریم ها بود.
رئیس جمهور با بیان اینکه تحریم هرگز موفق نخواهد بود و ملت ایران حتی در شرایط تحریم قادر است مسائل اجتماعی، اقتصادی سیاسی و فرهنگی خود را بخوبی حل و فصل کند، گفت: در شرایط تحریم توانستیم با کمک مردم، تورم را مهار کنیم و از رکود خارج شویم و در همان شرایط تحریم بود که رشد سرمایه گذاری بالا رفت.
رئیس جمهور افزایش ذخائر کالاهای استراتژیک، رفع موانع صادرات، ارائه لایحه خروج از رکود، کاهش واردات گندم، تغییر الگوی کشت کشاورزی، ارائه خدمات درمانی، کمک به اقشار کم درآمد و ارائه یارانه کالایی، کاهش اتکا به نفت در بودجه، صرفه جویی در هزینه های جاری، راه اندازی 8 هزار واحد صنعتی تولیدی و برداشتن قدمهای مفید در حوزه محیط زیست را از جمله اقدامات دولت در شرایط تحریم خواند.
آقای روحانی کاهش درآمدهای نفتی دولت را از شرایط خاص امسال دانست و افزود: باید با تلاش، وحدت، همدلی و انسجام، از مشکلات بخوبی عبور کنیم که این کار را با کمک مردم انجام خواهیم داد.
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه نباید بگذاریم در شرایط کنونی فرسایش های غیرضروری در جامعه ایجاد شود، اظهار داشت: در صورتی که طرف مقابل زیاده خواهی نکند توافق در دسترس خواهد بود و از این گردنه تاریخی عبور خواهیم کرد.
رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ملتهای منطقه امروز تحت فشار مضاعف در برابر مداخلات برخی کشورها و تروریستها قرار دارند خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران پیشتاز مبارزه با تروریسم و حمایت از ملت های منطقه بوده و این راه را ادامه خواهد داد.
تهیه: مهدی نبی لو

برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو

برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو

برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
آیت الله صدیقی امام جمعه موقت شهر تهران سه شنبه ۲۸/۲/۸۹ در مراسم ایام شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها که در بیت رهبری با حضور آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله برگزار می شد پس بیان از فضایل صدیقه کبری و مناقب آن حضرت خطاب به مقام معظم رهبری فرمودند:
"آقا جان؛شما دستور فرمودید از شما چیزی نگم،اما اینها که آمده اند اینجا همه عاشقند مگر می شود چیزی نگفت."
آیت الله صدیقی پس از بیان چند جمله با همین مضامین،به نقل چند جمله از آقای بهجت رضوان الله تعالی علیه پرداختند:
"از آقای بهجت سوال کردم نظرتان راجع به مقام معظم رهبری چیست؟
آقای بهجت فرمودند:"بهتر از ایشان نداریم."
"همچنین آقای بهجت به خود بنده عرضه داشتند که در دیداری که با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داشتم از ایشان راجع به آقای خامنه ای سوال کردم و حضرت پاسخ دادند: " آقای خامنه ای از ماست.
آیت الله العظمی بهجت: همان یکبار که گفتند حضرت علی علیه السلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای هفت پشتمان کافیست
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایرسنا، نقل قولی که می خوانید مربوط می شود به سال 1368 و پس از رحلت حضرت امام خمینی -قدس الله نفسه الزکیه - که موضع گیری آیت الله بهجت را نسبت به مقام معظم رهبری اعلام می کند.
وقتی ایشان (مقام معظم رهبری) برای رهبری انتخاب شدند عده ای به آیت الله بهجت گفتند: آقای خامنه ای جوان است برای برای رهبر شدن!
آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: همان یکبار که گفتند حضرت علی علیه السلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای هفت پشتمان کافیست...
دید سیاسی آیت الله بهجت بر خیلی از شاگردان ایشان پوشیده نیست و ایشان همواره بر حضور شاگردان ممتاز خود همچون آیت الله مصباح و دیگران بر حضور در عرصه سیاست تاکید داشتند.
آیت الله مصباح یزدی در این زمینه می فرمایند: «بنده بايد عرض كنم كه بزرگ ترين مشوّق خود بنده در پرداختن به مسائل سياسي و اجتماعي، خود ايشان بوده اند و به صورت هاي مختلف به دوستان و كساني كه در درس شركت مي كردند، سفارش مي كردند كه به اين گونه مسائل اهميت بدهند و اشاره مي كردند كه اگر كساني كه تقيّد به مسائل علمي و معنوي دارند، به اين كارها نپردازند، روزگاري بيايد كه جوّ سياست اجتماع به دست نااهلان بيفتد و جامعه اسلامي را از مسير خودش منحرف كند. حتي گاهي پيغام هاي خاصي براي حضرت امام (قدس) در ارتباط با همين مسائل سياسي مي دادند كه در يك موردش بنده با يكي از دوستان، واسطه در رساندن اين پيام خاص به حضرت امام بوديم».
آیت الله العظمی بهجت:اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست
حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در پاسخ به سوالی در خصوص ارتباط مقام معظم رهبری و آیت ا... العظمی بهجت به نشریه 9 دی گفـته است: ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن جا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت ا... بهجت یک نامه چهار صفحه ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می کنم. بعد آقا به آیت ا... مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی ها از مردم و مسوولان با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می دانم که ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی نویسند و صحبت نمی کنند.
چند سال پیش که حضرت آیت ا... خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها. آیت ا... العظمی بهجت(ره) هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان. حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان. شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟ آیت ا... العظمی بهجت فرمودند : " اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست ".
فرزند آیت ا... العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می کند و می گوید: این موضوع سبب شد تا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت ا... بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده اند.
در یکی از موارد که فردی می خواست از آقا گله کند حضرت آیت ا... بهجت با اعتراض فرمودند: آیا شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟! من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.
نگرانی آیت الله العظمی بهجت برای سلامتی مقام معظم رهبری
حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم:
حاج آقای صدیقی در مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر میکردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند. خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا. بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که: "آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم".
آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند: "خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام. و فرموده بودند: "خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید ".
البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند. ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند. گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که: "آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم". حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت.
آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: "که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم. خودتان هم یک کاری انجام بدهید". برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند.
آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم، بعد آیت الله بهجت فرمودند: "همه از اطاق بروند بیرون. حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند.
بعد می گفت: یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند، آیت الله بهجت فرمودند: " هیچ کسی نماند، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم" و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق، این قدر با هم صمیمی بودند.
آیت الله بهجت : کسی که عرضه اداره خانواده را ندارد حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را اداره میکنند حرف میزند
پایگاه صالحات آیت الله احدی :
مقام معظم رهبری - عزیز ما - معمولاً می آمدند خدمت جناب آقای بهجت ، دو تایی با هم خیلی نشست داشتند .
یک مرتبه در حال بازگشت از فرودگاه بودم ، یک پیرمرد بزرگوار محاسن سفید معمم روحانی را دیدم کنار جاده ایستاده ، ایشان را سوار اتومبیل کردیم . بعد دیدم انسان بسیار با فضلی است ، این پیرمرد بزرگوار نقل می کرد :
خدمت آیت الله بهجت بودم ، آقایی از علمای تبریز آمد و علیه آقای خامنه ای صحبت هایی کرد و یک سری گزارشاتی داد .
- فکر کرد چون آقای بهجت عارف است و ساکت و سیاسی حرف نمی زند ، پس نسبت به آقای خامنه ای بدبین است -
یک مرتبه آقای بهجت که مشغول ذکر بود از جا بلند شد و گفت :
خودش عُرضه اداره کردن خانواده را ندارد ، حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را دارند اداره می کنند حرف میزند .
بعد از جا بلند شدند و در را بست و رفت به اطاق دیگر .
بنده غافلگیر شدم .
خوب ببینید عارف اینچنین حرف میزنه ، عالم اینجوری حرف میزنه ، بلده .
و لذا تنها جایی که آقای خامنه ای به خودش تسلیت گفت در مرگ آقای بهجت بود .
گفتنی است که آیت الله بهجت درباره امام هم کلام معروفی دارند که: "اسراری از آقای خمـــینی میدانم که تاکنون نگفته ام و نخواهم گفت."
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
نقش بنی صدر در جنگ تحمیلی
در اول جنگ تحمیلی عراق، دلسوزهای محلی می آمدند و می گفتند عراقیها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنی صدر می گفتیم: رئیس جمهور! شما چه خبر دارید؟ می گویند عراقیها حمله کردند؛ می گفت دروغ می گویند؛ این سپاه برای اینکه خودش امکانات دست و پا کند، این حرفها را می زند! آنها را متهم می کردند. بعد هم به دهلران رفت - که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ می گویند عراقیها آمده اند؛ عراقیها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله ی عراقیها تصرف شد. نمی شود که واقعیات را با چشم روی هم گذاشتن انکار کرد.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان 18/08/1385
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
اطلاع از واقعیات جامعه
مقام معظم رهبری درباره تورم و گرانی از مسئولانی انتقاد می کردند، در مقابل، مسئولینی مدعی بودند که گزارشهای نادرست محضر ایشان ارائه می کنند. معظم له با اطمینان پاسخ می دادند که اینها گزارشهای دیگران نیست، محصول ارتباط من با جامعه و مردم است.
اعضای خانواده من هر روز خودشان برای خرید مایحتاج روزمره از قبیل نان و. . . به کوچه و بازار مراجعه می کنند و با این واقعیات، مانوس و دست به گریبانند.
آقای حسین صفار هرندی
خاطره 11
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
خود باوری به جای دیر باوری
من به یاد دارم، شاید حدود دو سال، دو سال و نیم قبل، آن وقتی که این سانتریفیوژهای ما مشغول کار شده بود و جوانان و دانشمندان ما توانسته بودند اینها را راه بیندازند و مسئولان وقت؛ رئیس جمهور و دیگران خبرش را گفتند، تعدادی از فیزیکدانهای دانشگاهی که مردمان خوب و بسیار سالم و صادقی هم هستند، بعضی شان هم من را می شناسند، به من نامه نوشتند، که آقا! نبادا اینها را باور کنید! چنین چیزی اتفاق نیفتاده و ممکن نیست! حاضر نبودند باور کنند؛ قبول کنند. این، همان تلقین است. تا غربی ها؛ آژانس و دیگران، خودشان آمدند نگاه کردند، تصدیق کردند، اعتراف کردند که چنین چیزی را باور نمی کردند در ایران به وجود بیاید، آن وقت دیگران؛ دیرباورها، در داخل کشور باور کردند.
عین همین قضیه در مورد سلولهای بنیادی به وجود آمد. بنده چندبار پیشرفتهای سلولهای بنیادی را در چند سخنرانی بر زبان آورده بودم. از دانشمندان کشور و از بعضی از دانشگاهها به من نامه نوشتند: آقا! این قضیه را شما این قدر نگوئید، این واقعیت ندارد؛ این جور نیست! اینی که میگوئید در سلولهای بنیادی پیشرفت کرده اند و در شبیه سازی (کلونینگ)دارند تمرین و کار می کنند، باور نکنید؛ چنین چیزی اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد! بعد که گوسفند شبیه سازی شده را جلو چشم همه قرار دادند، بعد که در سمیناری که تشکیل دادند، دانشمندان معروف دنیا، زیست شناسهای درجه ی یک دنیا آمدند مصاحبه کردند و تصدیق کردند که پیشرفتها، پیشرفتهای محیرالعقولی است، آن وقت یک عده از دیرباورها باور کردند! این هم آفتی است که ما استعداد خودمان، پیشرفت خودمان، توانائی های خودمان را باور نکنیم؛ وقتی هم اتفاق میافتد، باور نکنیم.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد 25/02/1386
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
آشنایی با علوم مختلف
روزی که مقام معظم رهبری در منزل آیت الله حسن زاده آملی حضور پیدا کردند، آیت الله حسن زاده در مقابل آقا دو زانو نشسته بودند و مکررا می گفتند: آقای من! مولای من! سرور من! آیت الله حسن زاده، اسطرلابی (۱) را آوردند و درباره آن مطالبی را بیان کردند، مقام معظم رهبری نیز گاهی مطالبی می فرمودند و آیت الله حسن زاده قبول می کردند. ما به دلیل ناآشنایی به علم اسطرلاب متوجه نمی شدیم. از اینجا معلوم بود که آقا به علوم غریبه نیز آشنا هستند.
حجة الاسلام والمسلمین موسوی کاشانی (از اعضای بیت - تهران)
خاطره 10
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
خاطرات مقام معظم رهبری از شهریور ۱۳۶۰
من بیمار بودم، تازه از بیمارستان خارج شده بودم، در منزلی ... استراحت می کردم و در جریان اوضاع و احوال هم قرار می گرفتم؛ مرحوم شهید رجایی و شهید باهنر و برادران دیگر می آمدند ومسائل را با من در میان می گذاشتند. لیکن خود من شرکت فعالی در جریانات نمی توانستم داشته باشم.
در این اواخر تدریجاً حالم بهتر شده بود، گاهی در جلسات شرکت می کردم، کما این که در شب قبل از حادثه؛ در جلسه ای در اتاق خود مرحوم رجایی شرکت کردم و راجع به مسائل مهم مملکتی صحبت می کردیم. بنابراین دور بودم از محل حادثه (انفجار) و بعدازظهر هم بود، من هم بیمار بودم و خوابیده بودم، از خواب که بیدار شدم از بچه های پاسدار، برادرهایی که پهلوی من بودند یک زمزمه هایی شنیدم.
گفتم چیه؟ گفتند که یک بمب در نخست وزیری منفجر شده است. گفتم که کی آن جا بوده؟ گفتند که رجایی و باهنر هم بودند، من فوق العاده نگران شدم، با حال بسیار ضعیف و ناتوانی که داشتم خودم را رساندم پای تلفن، نشستم، بنا کردم این جا آن جا تلفن کردن، اما خبرها همه متناقض و نگران کننده بود. یکی می گفت که حالشان خوب است، یکی می گفت زنده بیرون آمدند، یکی می گفت جسدشان پیدا نشده، یکی می گفت توی بیمارستانند و من تا اوائل شب که خبر درستی به من نرسیده بود در حالت فوق العاده بد و نگرانی به سر می بردم، تا بالأخره مطلب برایم روشن شد.
احساسات من در آن موقع طبیعی است که چه احساساتی بود. دو دوست عزیز و قدیمی، دو انقلابی، دو عنصر طراز اول جمهوری اسلامی را از دست داده بودیم و من شدیداً احساس خسارت می کردم، احساس ضایعه می کردم، احساس غم می کردم و از طرفی احساس خشم نسبت به آن کسانی که عاملین این حادثه بودند می کردم و همین بود که فردا صبح زود با این که خیلی بی حال بودم پا شدم، سوار ماشین شدم، آمدم برای تشییع جنازه به مجلس، و با این که اطبا همه من را منع می کردند که من شرکت نکنم و دخالت نکنم، دیدم طاقت نمی آورم که شرکت در مراسم نکنم، آمدم آن جا روی ایوان جلوی مجلس و یک سخنرانی ای هم با کمال هیجان کردم که دور و ور من را دوستان گرفته بودند که نبادا من بیفتم، از بس هیجان داشتم. به هرحال برای من بسیار حادثه ی تلخی بود، یعنی شاید بتوانم بگویم تلخ ترین حادثه ای بود که تا آنروز من دیده بودم، زیرا حادثه ی هفت تیر که می توانست برای من تلخ تر باشد هنگامی اتفاق افتاده بود که من آن روز بیهوش بودم و نمی فهمیدم، بعد تدریجاً با این حادثه ذره ذره آشنا شدم و اطلاع پیدا کردم، اما این حادثه ی ناگهانی به خصوص بعد از حادثه ی هفت تیر برای من شاید تلخ ترین حادثه ای بود که تا آن روز برای من پیش آمده بود.

خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
آشنایی با تاریخچه و رجال سیاسی کشورها
در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان داشتند; در آغاز مذاکرات درباره تاریخچه کشور غنا و شخصیتهای بزرگ آن و موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند. کوفی عنان بعد از ملاقات گفته بود:
من با اینکه اهل غنا هستم، درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم. ایرانیها و مسلمانها باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند. ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.
همچنین بعد از جلسه، کوفی عنان به خبرنگاران گفته بود: از همان ابتدای ملاقات، حضرت آیت آلله خامنه ای قلب مرا تسخیر کردند.
حجة الاسلام پاینده (از اساتید دانشگاه)
خاطره 9
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
تقلید از شیخ مصطفی اسماعیل
قبل از انقلاب، من ممنوع السفر بودم؛ یعنی نمی توانستم به خارج از کشور سفر کنم. مدتها در زندان بودم؛ وقتی هم که از زندان بیرون آمدم، در داخل کشور محصور بودم. در آن وقت، یکی از آرزوها و تصمیمهایم این بود - به خانواده ی خودم هم گفته بودم - که اگر بتوانم از کشور خارج بشوم، برای دیدن قرّاء - مخصوصاً شیخ مصطفی اسماعیل - به مصر می روم. اتفاقاً شیخ مصطفی اسماعیل تا بعد از انقلاب زنده بود؛ لیکن متأسفانه ما در آن سالهای اول انقلاب، به این فکری که حالا هستیم، نبودیم؛ والّا به هر طوری بود، من شیخ مصطفی اسماعیل را به تهران می آوردم.
شیخ مصطفی اسماعیل، خیلی فوق العاده بود. چیزهایی در تلاوت او بود که انصافاً قابل تقلید است. منهای مسأله ی صدا و کیفیت ادای حروف و کلمات، او کلمات قرآنی را جان می داد. یعنی وقتی که او آیه را می خواند، آن احساسی به مستمع دست می داد که در آیه اقتضای آن احساس بود. مثلاً فرض بفرمایید که در سوره ی هود، آن جایی که راجع به قضیه ی پسر نوح آیات کریمه را می خواند: «انّ ابنی من اهلی و انّ وعدک الحق»(۱)، انسان پدری را احساس می کند که پسر کافرش دارد در مقابلش از بین می رود؛ یعنی هم احساس رأفت به خاطر بُنوّت او، و هم احساس نفرت به خاطر کفر او. او این را با خواندن خودش به انسان القا می کند. این، چیز خیلی مهمی است و آن تأثیر قرآنی را در خواننده مضاعف می کند. شبیه این را - نه به این شدت - من در خواندن شیخ عبدالفتاح دیدم؛ او هم تا حدودی این طور است.
بیانات در مراسم تودیع با قاریان قرآن: شعبان عبدالعزیز صیاد، محمود صدیق منشاوی 06/02/1370
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
آزار و اذیتهای رژیم ستمشاهی
قبل از انقلاب روزی پیش از ظهر برای آوردن حضرت آیت الله خامنه ای برای اقامه نماز جماعت به مسجد کرامت، به منزلشان رفتم. فرزند آقا در حالی که رنگ پریده بود، در را باز کرد. در این هنگام متوجه شدم اسباب و وسایل منزل آقا به هم ریخته است. سؤال کردم: جریان چیست؟ او با همان زبان کودکانه گفت: صبح زود چند تا ژاندارم وارد منزلمان شدند و با سر و صدا، منزل و کتابخانه آقا را به هم ریختند و با زدن قنداق تفنگ به پاهای پدرم او را بردند.
آقای فتحعلیان (عضو هیئت امنای مسجد کرامت مشهد)
خاطره 8
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
يك وقت رئيس جمهور كشورى مى خواست مشكلات سياسى خودش را براى من تشريح كند. او مى گفت كه يكى از رؤ ساى جمهور گذشته ى ما شكر را يك قران گران كرد، عليه او كودتا شد و از بين رفت !من گفتم مشكل او اين بوده كه مردم را با خودش نداشته است . در مملكت ما، جنسهاى تثبيت شده گاهى قيمتشان ده برابر بالا مى رود، اما آب تكان نمى خورد؛ چون مردم پشت سر دستگاهند، ما هم مى آييم به آنها مى گوييم كه مثلا اين جنس را قبلا به اين قيمت مى داديم ، اما حالا مى خواهيم گرانش كنيم ؛ مردم قبول مى كنند؛ پنج ، شش سال قبل به مردم مى گفتيم كه همه بايد به عنوان جهاد مالى به جنگ كمك كنند؛ مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانكها ريختند، تا به حساب مالى شوراى عالى پشتيبانى جنگ پول بريزند.
شما چگونه مى خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم به من و شما اطمينان داشته باشند. اگر ما دنبال مسايل خودمان رفتيم ، به فكر زندگى شخصى خودمان افتاديم ، دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم ، در خرج كردن بيت المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم - مگر حدى كه دردسر قضايى درست بكند!- و هر چه توانستيم خرج كرديم ، مگر اعتماد مردم باقى مى ماند؟ مگر مردم كورند؟ ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده اند؛ امروز هم به بركت انقلاب از هوشيارتر اينهايند؛ از هوشيارها هم هوشيار ترند. آقايان ! مگر مردم نمى بينند كه ما چگونه زندگى مى كنيم ؟
آن وقتى كه جوان حزب اللهى ما به جهاد يا به سپاه يا به فلان وزارتخانه مى رفت و به او مى گفتند كه چه قدر حقوق مى خواهى ، مى گفت اين حرفها چيست ، مگر من براى حقوق آمده ام ؟ اصرار مى كردند كه بالاخره زندگى خودت و زن و بچه ات بايد بگردد، يك چيزى بگير. به نظر شما اينها افسانه است ؟ به نظرم اگر شما برويد در دنيا اين را نقل كنيد، چنانچه كسى وضع چند سال قبل ما را نديده باشد، خواهد گفت كه افسانه است ؛ ولى اين واقعيت است . اين رويداد؛ در همين ايران و در همين تهران و در همين وزارتخانه هاى ما اتفاق افتاد؛ يكى ، دو مورد هم نبود. نماينده مجلس وقتى اول بار به او حقوق دادند، خجالت كشيد حقوق را بگيرد!بعضى از دوستان ما در دوره ى اول نمايندگى مجلس ، شرمشان آمد و ننگشان كرد كه حقوق بگيرد! افتند ما حقوق بگيريم ؟!
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
ارتباط عاطفی با خانواده شهدا
در دیداری که مقام معظم رهبری در مشهد با خانواده های شهدا داشتند، یک روز از خانواده ای دلجویی می کردند که چهار فرزندشان شهید شده بود. مقام معظم رهبری بعد از اینکه عکس شهیدان را برایشان آوردند، از اسامی همه اعضای خانواده سؤال فرمودند. بعد از معارفه، آقا افراد را با اسم کوچک صدا می زدند و هدایایی به آنها می دادند. در پایان، هدیه ای نیز به پدر و مادر شهید تقدیم نمودند. در این بین، یکی از برادران این شهدای بزرگوار که جانباز بود آمد و پس از دست بوسی - از روی شوق - شروع به گریه کرد. مقام معظم رهبری از او دلجویی کردند. پدر شهید گفت: آقا، برای همسر ایشان دعا کنید، چون بیمار است و دکترها پول کلانی برای مداوایش خواسته اند. مقام معظم رهبری فرمودند: هیچ ناراحتی ندارد، ان شاء الله مشکلش حل خواهد شد. فردای آن روز همسر این برادر به دستور ولی امر مسلمین در بیمارستان بستری و تحت معالجه قرار گرفت.
در پایان دیدار مجددا آقا افراد خانواده را به اسم صدا می زدند و به آنها شیرینی می دادند و به دست مبارکشان شیرینی در دهان بچه ها می گذاشتند.
آقای مجتبی سادات فاطمی (مشهد)
خاطره 7
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
بنای کار ازدواج، برسازش دختر و پسراست؛ باید با هم بسازند. این " با هم بسازند "، معنای خیلی عمیقی دارد. من یک وقت خدمت امام رفتم، ایشان می خواستند خطبه ی عقدی را بخوانند؛ تا من را دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد بشو. ایشان برخلاف ما- که طول و تفصیل می دهیم و حرف می زنیم- عقد را اول می خواندند، بعد دو، سه جمله ی کوتاه صحبت می کردند. من دیدم ایشان پس از این که عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند وگفتند: بروید با هم بسازید. من فکرکردم، دیدم که ما این همه حرف می زنیم، اما کلام امام درهمین یک جمله ی " بروید با هم بسازید "، خلاصه می شود! حالا ما هم عرض می کنیم که شما دختران و پسران، بروید با هم بسازید. سازش، اصل است. هرچیزی که با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بایستی بیگانه تلقی بشود. این را اصل قرار بدهید، تا ان شاءالله خداوند متعال برکاتش را بر شما نازل کند.
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
اداره کشور با تکیه بر مولا
آقای سید حسن نصر الله (دبیر کل حزب الله لبنان) می گفت: یک دفعه به همراه شورای حزب الله لبنان محضر مقام معظم رهبری بودیم. اوج سختی و تنگنایی ما بود و خیلی به حزب الله سخت می گذشت. کنفرانس شرم الشیخ هم صورت گرفته بود، همه توطئه ها شده بود که حزب الله را نابود کنند. موقعی که ما با رهبر معظم جهان اسلام دیدار داشتیم، ایشان به ما امید داد و فرمود: «شما پیروز می شوید، این چیزها زیاد مهم نیست.»
سپس اضافه کردند: من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسائل برایم دشوار می شود و دیگر هیچ راهی پیدا نمی شود، به دوستان و اعوان و انصار می گویم که آماده شوید به جمکران برویم. راه قم را پیش می گیریم و راهی مسجد جمکران می شویم، بعد از راز و نیاز با آقا، من احساس می کنم همانجا دستی از غیب مرا راهنمائی می کند و من در آنجا به تصمیمی می رسم و مشکل بدین صورت حل می شود و همان تصمیم را عملی می کنم.»
حجة الاسلام والمسلمین کعبی (عضو مجلس خبرگان رهبری)
خاطره 6
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
من شاید پانزده یا شانزده سالم بود که مرحوم «نوّاب صفوی» به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوی برای من، خیلی جاذبه داشت و به کّلی مرا مجذوب خودش کرد. هر کسی هم که آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نوّاب صفوی می شد؛ از بس این آدم، پُرشور و بااخلاص، پر از صدق و صفا و ضمناً شجاع و صریح و گویا بود. من می توانم بگویم که آن جا به طور جدّی به مسائل مبارزاتی و به آنچه که به آن مبارزه سیاسی می گوییم، علاقه مند شدم. البته قبل از آن، چیزهایی می دانستم. زمان نوجوانیِ ما با اوقات «مصدّق» مصادف بود. من یادم است در سال 1329 وقتی که مصدّق تازه روی کار آمده بود و مرحوم «آیةاللَّه کاشانی» با او همکاری می کردند - مرحوم آیةاللَّه کاشانی نقش زیادی در توجّه مردم به شعارهای سیاسی دکتر مصدّق داشتند - لذا کسانی را به شهرهای مختلف می فرستادند که برای مردم سخنرانی کنند و حرف بزنند. از جمله در مشهد، سخنرانانی می آمدند. من دو نفر از آن سخنرانان و سخنرانیهایشان را کاملاً یادم است. آن جا با مسائل مصدّق آشنا شدیم و بعد، مصدّق سقوط کرد.
در سال 1332 که قضیه 28 مرداد پیشامد کرد، من کاملاً در جریان سقوط مصدّق و حوادث آن روز بودم؛ یعنی من خوب یادم است که اوباش و اراذل، در مجامع حزبی که به دولت دکتر مصدّق ارتباط داشتند، ریخته بودند و آن جاها را غارت می کردند. این مناظر، کاملاً جلوِ چشمم است!
بنابراین من مقوله های سیاسی را کاملاً می شناختم و دیده بودم؛ لیکن به مبارزه سیاسی به معنای حقیقی، از زمان آمدن مرحوم نوّاب علاقه مند شدم. بعد از آن که مرحوم نوّاب از مشهد رفت، زیاد طول نکشید که شهید شد. شهادت او هم غوغایی در دلهای جوانانی که او را دیده و شناخته بودند، به وجود آورده بود. در حقیقت سوابق کار مبارزاتی ما به این دوران برمی گردد؛ یعنی به سالهای 1333 و 34 به بعد.

خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
احسان به پدر و عنایت خدا
پدر مقام معظم رهبری یکی از ائمه جماعت مشهد بودند. ایشان به دلیل یک عارضه چشمی در معرض نابینایی قرار می گیرند و برای معالجه و درمان لازم بود به تهران منتقل شوند، در ضمن ایشان به یک پرستار نیاز داشتند، از طرفی این پدر و فرزندانش علاقه وافری نسبت به همدیگر ابراز می کردند; همانند انس و علاقه ما بین حضرت یعقوب و یوسف. در این شرایط مقام معظم رهبری مردد بودند که بمانند و درسشان را در قم ادامه بدهند یا اینکه از پیشرفت علمی خود صرف نظر کنند و پرستاری پدر را بر عهده گیرند.
این شبهه برای ایشان پیش می آید که شاید خدمت به پدر واجب تر باشد. با یکی از دوستانشان (که اهل معرفت بود) مشورت می کنند. او می گوید:
عقیده من این است که شما برای خدمت به پدر به مشهد بروید، خدا قم را به مشهد می آورد، یعنی آنچه خدا می خواهد در قم به شما بدهد در مشهد به شما می دهد.
این حرف به دل ایشان می نشیند، از تحصیل در قم و آن شرایط ممتازی که در قم پیش آمده بود صرف نظر می کنند و با پدر به مشهد برمی گردند.
آیت الله مصباح یزدی
خاطره 5
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
من در دوره نوجوانی - یعنی همان دورانی که تازه از دبستان بیرون آمده و طلبه شده بودم - به دعا و توجّه و توسّل خیلی اهتمام می ورزیدم؛ اما این را که چه تصوّری از خدا داشتم، الان نمی توانم چیزی به یاد بیاورم که درباره ی خدا چگونه فکر می کردم، کما این که انسان درباره ذات مقدّس پروردگار هم نباید خیلی فکر کند و راجع به ذات مقدّس پروردگار، در فکر فرو برود.
وجود خدای متعال، یک وجود بدیهی و روشن و واضحی است که همه وجود یک انسان، به او گواهی می دهد؛ یعنی اگر انسان دچار وسوسه نشود و خودش را در وسوسه ها غرق نکند، ذهن انسان، دل و جان انسان به وجود خدا گواهی می دهد. واقعاً وجود خدا حتّی به برهان و استدلال، احتیاج ندارد؛ اگر چه برهان و استدلال زیادی هم در مورد وجود پروردگار هست
آنچه که آن وقت برای من مطرح بود و عملاً وجود داشت، این بود که اهل دعا و ذکر و دعاهای مأثور و اعمالی که وارد شده بود، بودم. مثلاً یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست - لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند - چند ساعت طول می کشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع می شود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب - روزهای نه چندان بلند - به طول می انجامد.
آن وقت من یادم است که با مادرم - چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود - می رفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود - منزل ما حیاط کوچکی داشت - آن جا فرش پهن می کردیم - چون مستحب است که زیر آسمان باشد - هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه می نشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام می دادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم می خواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، می خواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من این گونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با دعا و نیایش.
البته ما آن وقت از یک امتیاز برخوردار بودیم که اگر آن امتیاز، امروز در جوانی باشد، دعا و ذکر و نماز برای او شیرین خواهد بود و مطلقاً خسته کننده نخواهد شد؛ و آن توجّه به معانی است. ببینید؛ هر کس که از نماز خسته می شود، یا معنای نماز را نمی داند، یا توجّه نمی کند، والّا اگر کسی معنای نماز را بداند و به نماز هم توجّه کند، امکان ندارد از نماز خسته شود؛ اصلاً امکان ندارد.
اگر کسی معنای دعا، مثلاً دعای ابی حمزه ثمالی، یا دعای امام حسین علیه السّلام در روز عرفه را بفهمد و توجّه کند - که هر دو خیلی طولانی هستند و چون گاهی انسان معنا را هم می داند، اما توجّه نمی کند، ذهنش جاهای دیگر می رود - امکان ندارد از این دعای به این بلندی خسته شود. یعنی این گفتگویی که در این دعا انجام گرفته، بین آن بنده برگزیده و شایسته و بامعرفت و خدا، این قدر پُرجاذبه و نافذ و حقیقی است - یعنی بیان کننده آن خواستهای فطری انسان است - که امکان ندارد کسی هیچ وقت از آن خسته شود. من توصیه ام به جوانان این است که عبادت را با توجّه انجام دهند. من اصرار نمی کنم که زیاد عبادت کنید؛ نه. شما خواستید زیاد عبادت کنید، خواستید کم عبادت کنید؛ ولی آنچه انجام می دهید با توجّه باشد. البته همه باید عبادت واجب را انجام دهند؛ آن که قابل اغماض و اینها نیست. هر کسی باید عبادت واجبش را انجام دهد. عبادات واجب، چیزی هم نیست، فقط هفده رکعت نماز در شبانه روز، عبادت واجب ماست که این چیز زیادی نمی شود. هفده تا یک دقیقه، یا حداکثر هفده تا دو دقیقه چیزی نمی شود. من نمی گویم جوانان عبادات مستحبّه - مثل دعا خواندن، تلاوت قرآن، یا نمازهای مستحبی - را زیاد انجام دهند؛ اما می گویم همان مقداری که انجام می دهند با توجّه باشد. اگر با توجّه انجام دادند، بهره می برند؛ حقیقتاً از آن چیزی که می خوانند، استفاده می کنند. حالا ممکن است بعضی عربی بلد نباشند، ترجمه های خوبی شده است؛ من بعضی از ترجمه های دعاها را دیده ام، واقعاً خوب است. بد نیست شما این را بدانید. من با دید ادبی که به این دعاها نگاه می کنم، جزو زیباترین سخنان زبان عربی است. همین دعای کمیل، یا دعای امام حسین علیه السّلام در عرفه، یا همین دعای ابی حمزه، یا آن مناجات شعبانّیه، اینها در زبان عرب، جزو زیباترین متنهای ادبی است؛ خیلی زیباست؛ البته این دعاها متنهای قدیمی است. می دانید که زبان، تحوّل پیدا می کند؛ مثلاً به صورت یک تشبیه ناقص، گلستان سعدی قدیمی است، زبان قدیمی دارد، اما کسی که آن را بخواند و اهل ادبّیات و هنر باشد، از زیبایی آن بهره می برد. این تعبیرات، بسیار زیباست؛ هم الفاظ زیباست، هم معانی زیباست.
مفاهیم و معارفی که در صحیفه سجّادیه است، به قدری زیباست که! انسان گاهی اوقات حیرت می کند این چه ذهنی است، چه مغزی است که اینها را توانسته است کنار هم بنشاند و چنین تعبیراتی را درست کند! لذا من توصیه می کنم که ارتباطات بچه ها با خدا، ارتباطاتِ با توجّه و با حالی باشد؛ بخصوص نمازها را با حال بخوانند. دعا که می خوانند، با حال و با توجّه بخوانند و بدانند با چه وجودی حرف می زنند و چه می خواهند و بدانند این خواست، پاسخ دارد. در قرآن، به ما گفته شده است: «ادعونی استجب لکم»[6]؛ مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم. یک جا دارد: «واسئلوا اللَّه من فضله»[7]؛ از فضل خدا طلب کنید و بخواهید. اینها وعده های الهی است و وعده های الهی، صادقترین وعده هاست و حتماً چنانچه از خدا بخواهید، خدا به شما پاسخ خواهد داد. اگر اُنس پیدا کنید، خواهید دید که خیلی از پاسخها همانی است که در همان لحظه به شما داده می شود؛ یعنی آدم نباید خیال کند که پاسخ دعا حتماً همان پولی است که از خدا خواسته است و باید برسد! گاهی اوقات پاسخ، همانی است که در آن لحظه به شما می دهند. آن چنان نورانیتّی در دل شما به وجود می آید که می بینید اصلاً پاسختان را همان ساعت گرفته اید. آن حالتی را که انسان در دعا پیدا می کند، گاهی احساس می کند که دیگر غیر از آن، هیچ چیز نمی خواهد. وقتی یاد پروردگار در دل انسان، زنده باشد، این گونه است.
خاطرات دیگران از مقام معظم رهبری
۱۴ سکه! برای مراسم عقد!
در محضر مقام معظم رهبری از مهریه صحبت به میان آمد، آقا فرمودند: اولا در مورد مهریه، هر چه مورد نظر دختر شما باشد، همان را مهریه قرار دهید، ولی من چون برای مردم خطبه عقد می خوانم و این سنت من بوده که دختر خانمی که مهریه اش بیش از ۱۴ سکه باشد صیغه عقدش را نمی خوانم، تا حالا هم این کار را نکرده ام; اگر بخواهید می توانید بیش از ۱۴ سکه هم قرار بدهید، ولی من صیغه عقد را نمی توانم بخوانم; بروید نزد آقای دیگری صیغه عقد را بخواند و از نظر من اشکالی ندارد.
دکتر غلامعلی حداد عادل (نماینده مجلس شورای اسلامی)
خاطره 4
نقل خاطره از زبان مقام معظم رهبری
ماجرای «امین»، ماجرای دیگر و عالَم دیگری است، عالَم شعر و احساس و اینهاست. البته مقداری راجع به شعر با شما صحبت کرده ام؛ چند کلمه دیگر هم صحبت می کنم:
من در دوره جوانی شعر گفتن را شروع کردم و گاهی شعر می گفتم؛ منتها به دلایلی تا سالهای متمادی شعرم را در انجمن ادبی - که آن وقت در مشهد تشکیل می شد و من هم شرکت می کردم - نمی خواندم. حالا عیبی ندارد آن دلیلی را که گفتم به آن دلیل نمی خواندم، بگویم.
علّت این بود که من سابقه زیادی با شعر داشتم، شعر را می شناختم؛ یعنی خوب و بد شعر را می شناختم. در آن انجمن، وقتی که شعری خوانده می شد و اشخاص نامداری هم در آن انجمن بودند - که بعضی از آنها امروز هم هستند، بعضی هم فوت شده اند - نقدی که من نسبت به شعر انجام می دادم، نقدی بود که غالباً مورد تأیید و تصدیق حضّار - از جمله خود سراینده شعر - قرار می گرفت. وقتی که شعر خودم را، با دید یک نقّاد نگاه می کردم، می دیدم این شعر، مرا را راضی نمی کند؛ لذا نمی خواستم شعرم را بخوانم.
یعنی اگر شعری بود که از شعر آن روز بهتر بود، حتماً می خواندم؛ لیکن می نشستم، فکر می کردم، شعر را می گفتم، می نوشتم و پاکنویس می کردم؛ اما در آن انجمن نمی خواندم. چرا؟ چون سطح آن انجمن به خاطر همین نقدهایی که می شد - از جمله خود من زیاد نقد می کردم - بالاتر از این شعر بود. شاید شعرهایی خوانده می شد که از سطح آن شعر بالاتر نبود؛ اما مورد نقد قرار می گرفت. به هرحال، می توانم این طور بگویم که آن شعر، مرا به عنوان یک ناقد، راضی نمی کرد. اتّفاق افتاده بود که در غیر از آن انجمن - انجمنهای دیگری در بعضی از شهرهای دیگر؛ یک شهر از شهرهای معروفِ شعرخیز ایران که حالا نمی خواهم اسم بیاورم - شرکت کرده بودم و آن جا دیدم سطح آن انجمن، سطح نقد انجمن ما را در مشهد ندارد؛ از من شعر خواستند، لذا من خواندم - همان سالهای قدیم.- این که می گویم، مربوط به سالهای 1336 و 37 و آن وقتهاست که در حدود سنین بیست، بیست ویک ساله، یا حداکثر بیست ودو ساله بودم. البته این تا سالهای 1342 و 1344 - تا آن وقتها - ادامه داشت که بعد دیگر غرق شدنِ در کارهای مبارزات، ما را از کار شعر به کلّی دور کرد؛ انجمن هم دیگر نمی رفتم.
به هرحال، آن زمان شعر می گفتم؛ بعد شعر گفتن را رها کردم و نمی گفتم، تا چند سال قبل از این که تصادفاً یک طوری شد که دوباره احساس کردم مایلم گاهی چیزی بر زبان، یا بر ذهن، یا روی کاغذ بیاورم؛ آنها هم در بین مردم پخش نشده است - حالا شما یک بیت را خواندید - از شعرهایی که من گفته ام، چند غزل بیشتر در دست مردم نیست؛ نمی دانم شما این را از کجا و از چه کسی شنیده اید! این غزلی که مطلعش را خواندید، مالِ خیلی دور نیست؛ خیال می کنم مربوط به همین سه،
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو

برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
قاسم سلیمانی در روستای قنات ملک در شهرستان رابر در استان کرمان به دنیا آمد.
عضویت در سپاه و جنگ ایران و عراق
وی پس از پیروزی انقلاب، درعین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعهٔ «سپاه افتخاری»، که به وسیلهٔ پدرِ شهید قاضی تأسیس شده بود، درآمد.[۵]
سلیمانی بیان می کند که به محض بازگشت از مهاباد به ریاست پادگان قدس سپاه در کرمان منصوب می شود. با حمله عراق به ایران، سلیمانی چندین گردان از سپاهیان کرمان را آموزش می دهد و به جبهه های جنوب اعزام می کند و کمی بعد، خود در رأس یک گروهان به سوسنگرد اعزام می شود تا جلوی پیشروی عراق در جبههٔ مالکیه را بگیرد. سلیمانی در بیشتر عملیات عمدهٔ نظامی دوران جنگ با عراق شرکت کرد.
با پایان یافتن جنگ در ۱۳۶۷، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می شدند.
سلیمانی به تازگی مورد آشتی نظامی ایران و آمریکا مشروط به پذیرفتن قدرت نظامی ایران در منظقه خاورمیانه را مطرح کرده است.[نیازمند منبع]
قاسم سلیمانی یکی از امضا کنندگان نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه در جریان وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران بود.[۶][پیوند مرده]
مبارزه با مواد مخدر
بی درنگ پس از آتش بس با عراق، دولت ایران، سپاه پاسداران را مأمور مبارزه با قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر کرد. قاسم سلیمانی تا هنگام انتصاب به فرماندهی سپاه قدس، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگیده است.[۷]
انتصاب به فرماندهی نیروی قدس
قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶، هم زمان با اوج گیری طالبان در افغانستان، به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.[۸]
انتصاب سلیمانی به فرماندهی سپاه قدس همزمان با قدرت گرفتن طالبان یک پیش آمد محض نبود. او از این رو انتخاب شد که بومیِ یک منطقه کوهستانی به نام رابر در کرمان بود و با نظام سیاسی جوامع قبیله ای به طور کلی و با جامعه افغانستان به ویژه آشنایی نزدیک داشت. او با تجربه ای که از جنگ داخلی کردستان داشت نیز گزینهٔ مناسبی بود، چون بنا بود در افغانستانِ عصر طالبان که درگیر جنگ های داخلی بود وارد عمل شود. از همه مهم تر این که سلیمانی در هشت سال جنگ با عراق و نیز مبارزه با باندهای مواد مخدر در مناطق مرزی ایران و افغانستان تا پیش از انتصابش به فرماندهی سپاه قدس تجربهٔ بی مانندی اندوخته بود.[۹]
مئیر داگان رئیس سابق موساد می گوید «او با هر گوشه از نظام رابطه دارد. او کسی است که من به آن می گویم باهوش از نظر سیاسی.»[۱۰]
در عراق
موفق الربیعی سیاست مدار و وزیر سابق امنیت ملی عراق در مصاحبه ای با روزنامه الشرق الاوسط، سلیمانی را «بدون شک قدرت مندترین مرد در عراق» خوانده است.[۱۱] به گفتهٔ او سپاه قدس به فرماندهی سلیمانی در تمامی زمینه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و به ویژه در منطقه سبز بغداد (که سفارت خانه های غربی و عربی و ادارات و خانه های مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) نفوذ دارد.[۱۲][۱۳] نیروی قدس به رهبری سلیمانی نقش تأثیرگذاری در روند جنگ عراق داشته است.
در ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، استنلی مک کریستال ژنرال آمریکایی مطلع شد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه و قاسم سلیمانی از طریق چند خودرو در حال حرکت به مرز ایران و عراق هستند. در عراق آمریکایی ها در حال تعقیب آن ها بودند. کاروان خودروها وارد ساختمان ناشناخته ای در شهر اربیل کردستان عراق شدند که روی آن فقط نوشته بود «کنسولگری»، که نشان می داد افراد داخل ساختمان تحت پوشش دیپلماتیک عملیات انجام می دهند. نظامیان آمریکایی وارد ساختمان شدند و ۵ ایرانی که همگی پاسپورت دیپلماتیک داشتند را دستگیر کردند، اما اثری از محمدعلی جعفری و قاسم سلیمانی نبود. به گفتهٔ مک کریستال، هر پنج نفر از اعضای سپاه قدس بودند. ۹ روز بعد از این واقعه، ۹ تا ۱۲ شبه نظامی به رهبری گروه شبه نظامی شیعهٔ عصائب اهل الحق طی حمله ای به مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در کربلا که در بین مراکز فرماندهی پلیس عراق واقع است، سوار بر تعدادی خودروی نظامی با گذشتن از چندین لایهٔ امنیتی، به ساختمان اصلی فرماندهی که در آن هنگام ۳۰ آمریکایی در آن مستقر بود نفوذ کردند و ۴ نظامی آمریکایی را اسیر گرفتند و از منطقه خارج شدند و به نزدیکی رود فرات رفتند، در نهایت با تعقیب هلیکوپترهای آمریکایی شبه نظامیان فرار کردند و در مجموع پنج نظامی آمریکایی کشته شدند. این عملیات «برجسته ترین و پیچیده ترین عملیات در طول چهار سال جنگ» در عراق توصیف شده و افسران آمریکایی و مقامات عراق ادعا کرده اند ایران در آن نقش داشته و پاسخی به اسارت ۵ ایرانی در اربیل بوده است. این نخستین بار بود که آمریکایی ها مستقیماً به قاسم سلیمانی و نقش او در عراق اشاره کردند.[۱۰]
در سال ۲۰۰۹، گزارشی افشا شد که کریستوفر رابرت هیل (en) و ریموند تی اودیرنو (en) (بالاترین مقامات آمریکا در بغداد در آن هنگام) در دفتر جلال طالبانی (که از دهه ها پیش با سلیمانی ارتباط داشته است) با قاسم سلیمانی ملاقات کرده اند. هیل و اودیرنو بعداً این خبر را رد کردند.[۱۴]
در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰، جیمز جفری (سفیر آمریکا در عراق) و لوید آستین (فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق)، در بیانیه ای تشکیل دولت جدید عراق به رهبری نوری المالکی را تبریک گفتند. به گفتهٔ سران عراقی، هنگام انتشار این بیانیه، آمریکایی ها خودشان می دانستند که در واقع سلیمانی آن ها را از عراق بیرون کرده است. حزب ایاد علاوی سیاست مدار سکولار طرف دار آمریکا، اکثریت اعضای پارلمان را داشت ولی در نهایت به قدرت نرسید چون آمریکا او را به نفع نوری المالکی کنار زد. به گفتهٔ خود علاوی، اگر او نخست وزیر می شد نیازمند حمایت آمریکا بود، اما آمریکا مایل بود عراق را ترک کند، و «عراق را به ایران داد». درنهایت جلال طالبانی و نوری المالکی که هر دو از نزدیکان و کاندیداهای مورد ترجیح سلیمانی بودند، به قدرت رسیدند. رهبر سابق عراق می گوید «ما به آمریکایی ها می خندیدیم ... سلیمانی کاملاً آن ها را ضربه فنی کرد، و آمریکایی ها در ظاهر تشکیل دولت جدید را به یکدیگر تبریک می گفتند.»[۱۰]
گفته شده است سلیمانی پیامی را از طریق یک پیامک به جلال طالبانی به دیوید پترائوس ژنرال آمریکایی و رئیس سازمان سیا فرستاده است با این محتوا که: «پترائوس عزیز، شما باید بدانید که من سیاست های ایران در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل می کنم. در واقع سفیری که در بغداد است از اعضای نیروی قدس است. شخصی که قرار است جایگزین او شود هم از اعضای نیروی قدس است.»[۱۰]
سلیمانی خود در نشست مقدماتی «کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی» گفت: «ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تأثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.» اما تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق در بیانیه ای سخنان سلیمانی را محکوم کرده و وی را دچار توهم خواندند.[۱۵]
فرماندهی ارتش عراق
پس از یورش پیکارجویان افراطی دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳) به شمال عراق و تصرف برخی از شهرهای این کشور از جمله موصل و تکریت و از هم پاشیدن ارتش عراق و ناتوانی نیروهای مسلح این کشور در نبرد با داعش و پس از جدی شدن خطر تصرف بغداد (پایتخت عراق) توسط این گروه تروریستی، روزنامه ساندی تایمز انگلیس، وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز مدعی شدند ایران فرماندهی ارتش از هم فروپاشیده عراق را برعهده گرفته تا با نیروهای گروه تروریستی داعش مقابله کند. ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، عملیات دفاع از بغداد پایتخت عراق را در مقابل حملات نیروهای گروه تروریستی داعش، فرماندهی می کند. یک منبع عراقی مدعی شد: سردار سلیمانی با ۶۷ مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و فرماندهی عملیات ها را برعهده گرفت و بر استقرار نیروهای عراقی و برنامه ریزی برای عملیات، نظارت دارد.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]
در کردستان عراق
در تابستان ۱۳۹۳ به دنبال هک شدن ایمیل نماینده اقلیم کردستان عراق در ایران مکاتباتی افشا شد که این مقام باسابقه کرد در تهران را مقابل پرسش رسانه ها قرار داد. در این مکاتبات، به یک مقام ایرانی بیش از بقیه اشاره شده بود: قاسم سلیمانی. این نخستین بار بود که یک مقام ارشد حکومت اقلیم کردستان عراق با صراحت و با جزئیات به نقش تعیین کننده فرماندهی می پرداخت که سال ها پیش رسانه های عراق به او لقب "ژنرال بی سایه" داده بودند. در بسیاری از این نامه ها از شخص سومی با اسم اختصاری "حاجی" یاد می شود؛ فردی که آقای دباغ در برنامه اخیر تلویزیونی خود، او را این گونه معرفی کرد: "طبیعتاً وقتی اسم سپاه قدس می آید، در رأس آن نام قاسم سلیمانی نیز تداعی می شود؛ او شخصِ اول خاورمیانه است."[۲۱] سردار امیرعلی حجازی سرپرست واحد هوافضای سپاه پاسداران مهر ماه ۱۳۹۳ طی گفتگویی تایید کرد که آقای سلیمانی و ۷۰ نفر از سربازان او به جنگجویان کرد عراقی کمک کردند مانع پیشروی داعش شدند.[۲۲]
جنگ داخلی سوریه
جان مگوایر افسر سابق سیا گفته است نبرد القصیر (۲۰۱۳) (en) که منجر به بازپس گیری شهر استراتژیک القصیر توسط ارتش سوریه و نقطهٔ عطفی در جنگ بود، تحت نظارت و فرماندهی سلیمانی بوده است و این نبرد را «یک پیروزی بزرگ» برای او خوانده است.[۱۰]
پس از وقوع یک انفجار مهیب در دمشق که به کشته و زخمی شدن چندین مقام سوری انجامید رسانه های جهان گزارش دادند که قاسم سلیمانی نیز در میان کشته شدگان قرار دارد و شایعه دخالت ایران در سوریه و کمک به بشار اسد برای سرکوب مخالفان قوت گرفت. چند روز پس از این ادعا قاسم سلیمانی در دیدار مسئولان نظام ایران با سید علی خامنه ای در تهران حضور یافت.
مجلهٔ وایرد او را در نخستین جایگاه فهرست «خطرناک ترین مردم جهان» قرار داده است.[۲۳] نشریه نیویورکر وی را تاثیرگذارترین فرمانده نظامی جنگ داخلی سوریه لقب داده است.[۲۴] قاسم سلیمانی روز پنجشنبه ۲۹ ژانویه ۲۰۱۵ دو روز پس از حمله اسرائیل به کاروان نظامی مشترک ایران و حزب الله در القنیطره که به کشته شدن جهاد مغنیه فرزند عماد مغنیه منجر شد در بیروت حاضر شده و پس از ملاقات با حسن نصرالله به زیارت مزار جهاد مغنیه رفت، که احتمالات درباره نقش مؤثر وی در برنامه ریزی برای عکس العملی موشکی حزب الله دربرابر اسرائیل را تقویت می کند.[۲۵]
تحریم و تهدید به ترور
مقامات وزارت امورخارجه ایالات متحده آمریکا وی را متهم به همکاری با نیروهای امنیتی سوریه در جریان اعتراضات در این کشور و سرکوب مخالفان بشار اسد کرده است. در پی این اتهام وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا وی را تحریم کرده است.[۲۶]
پس از تکرار بسیار نام قاسم سلیمانی در رسانه های جهان، خبرگزاری فرانسه خبری را منتشر ساخت که از احتمال ترور وی توسط دولت آمریکا پرده بر می داشت. بر اساس این خبر جک کین فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا که در نشست استماع کنگره آمریکا حضور داشت با اشاره به طرح ترور مقامات ایرانی به ویژه مقامات ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، گفت: چرا آن ها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته اند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟ نمی گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می دهم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آن ها اعمال کنیم. همچنین رویل مارک گریچ از کارشناسان مؤسسه به دفاع از دموکراسی اظهار داشت: آنان به اندازه ما دارای منطق نیستند، فکر نمی کنم بتوانید بدون به قتل رساندن یکی از آن ها، مرعوب شان کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر می کند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید! به گزارش خبرگزاری فرانسه در ادامه این اظهارت برخی از نمایندگان آمریکایی اعلام کردند ما انجام هرگونه اقدامی درباره ایران را دور از ذهن نمی دانیم اما از ابراز موافقت با اظهارات جک کین سر باز زدند.[۲۷]
در رسانه های داخلی
گروه موسیقی سنتی ایرانی نبض در مراسمی که روز ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی ایران برگزار شد، ترانه ای را به سلیمانی تقدیم کرد. این کلیپ که توسط خبرگزاری فارس منتشر شد با کامنت هایی از خوانندگان در ستایش سلیمانی همراه شد. بسیاری از وب سایت های اصولگرای ایرانی این کلیپ را بازنشر کردند. شعر این ترانه به تلاش های سلیمانی برای نجات کشورهای عربی از دست داعش، و همچنین «آزادی» بیت المقدس و غزه می پردازد. در صفحه ای که پشت سر خواننده است، عکسی از آقای سلیمانی در کنار فرمانده شبه نظامیان شیعه سپاه بدر، رزمندگان کرد و دیگر جنگجویان دیده می شود.[۲۸]
در رسانه های غربی
نیویورک تایمز، در سپتامبر ۲۰۱۳ او را به عنوان «دشمنی که هم مورد تنفر و هم مورد تحسین است» توصیف کرد. جان مگوایر افسر سابق سازمان سیا در عراق می گوید «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است ... و هیچ کس او را نمی شناسد.»[۱۰]
خبرگزاری فرانسه از او به عنوان «چهره ای مرموز» نام برد.
هفته نامه آمریکایی نیوزویک در نسخه بین المللی خود در ۳ دسامبر ۲۰۱۴ تصویری از قاسم سلیمانی را بر روی جلد خود چاپ کرد و در کنار تصویر وی بر روی جلد خود نوشت: «اول با آمریکا می جنگید، الان داعش را درهم می کوبد، او فرد باهوشی و عاشق جنگ است و خودش هم می داند که زبده این کار است.»[۲۹][۳۰]
در رسانه های عربی
ترانه ای برای "ترساندن اسرائیل و داعش
شماری از کاربران یوتیوب ترانه ای عربی را منتشر کردند. شعر این ترانه که از آبان تا دی ۱۳۹۳ از سوی وب سایت های ایرانی بازنشر شد، را علی برکت خواننده لبنانی طرفدار حزب الله سروده است. او در سال ۱۳۹۳ برای مدت کوتاعی به دلیل اشعار ضد سعودی اش بازداشت شد. بسیاری از وب سایت های ایرانی این ترانه را تحت عنوان " ترانه ای برای ترساندن اسرائیل و داعش" منتشر کرده اند.[۳۱]
شعری برای فرمانده حاج قاسم سلیمانی
شاکر العبودی، خواننده عراقی، در مدح سلیمانی ترانه ای به عربی خوانده که آخرین بار در بهمن ماه ۱۳۹۳ در YouTube منتشر شد. بسیاری از وب سایت ها و وبلاگ های ایرانی این ترانه را بازنشر کردند. این کلیپ در یوتیوب توسط کاربری بنام «محمد الاعقابی» منتشر شد و عنوان آن «شعری برای فرمانده حاج قاسم سلیمانی» است.[۳۲]
جستارهای وابسته
مبارزه سپاه پاسداران با گروه های شبه نظامی
منابع
«زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». aei.org. بازبینی شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
[www.mashreghnews.ir/fa/news/۷۷۶۰۵ «ژنرال آفتاب سوخته ای که کابوس آمریکایی ها شد»].
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ترانه های فارسی و عربی بی بی سی فارسی
Foreign Ploicy The Dark Knight Rises
«زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
«متن کامل نامهٔ فرماندهان سپاه به خاتمی». آفتاب نیوز (از سایت حذف شده است)، ۲۱ خرداد ۱۳۸۴.
«زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
«زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
«زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
Filkins, Dexter (30 September 2013). "The Shadow Commander". The New Yorker. Retrieved 7 February 2014.
Chulov, Martin (28 July 2011). "Qassem Suleimani: the Iranian general 'secretly ruing' Iraq". The Guardian. Retrieved 7 February 2014.
عراق در چنگال ژنرال وحشت
الکشف عن وجود عناصر من فیلق القدس فی المنطقة الخضراء الشرق الأوسط
Iraq and its neighbours: A regional cockpit The Economist
ژنرال بدون سایه خامنه ای
«ساندی تایمز ادعا کرد: سردار سلیمانی، فرمانده ارتش از هم فروپاشیده عراق و عملیات دفاع از بغداد». وبگاه انتخاب. بازبینی شده در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۴.
ساندی تایمز: قاسم سلیمانی فرماندهی دفاع از بغداد را برعهده گرفته است دویچه وله فارسی
سایه قاسم سلیمانی در کردستان عراق بی بی سی فارسی
وال استریت ژورنال: قاسم سلیمانی با حرکت های آمریکا مقابله می کند
جزئیات نیویورک تایمز از نقش قاسم سلیمانی در عراق بی بی سی فارسی
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/06/140609_l39_soleymani_kurdistan_ghoreishi
قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ترانه های فارسی و عربی بی بی سی فارسی
http://www.wired.com/dangerroom/2012/12/most-dangerous-people/#slide-131361
Meet The Iranian Commander Pulling Strings In Syria's War
"قاسم سلیمانی به زیارت مقبره جهاد مغنیه در ضاحیه جنوبی رفت". MehrNews.
«تحریم دو فرمانده سپاه قدس به دلیل سرکوب معترضان سوری». رادیو فردا، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰. بازبینی شده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰.
«Iran summons Swiss envoy to protest over US 'threats». یاهو نیوز، Nov ۳, ۲۰۱۱. بازبینی شده در Nov ۶, ۲۰۱۱.
«سردار ایرانی» اثری جدید با موضوع سردار قاسم سلیمانی، از گروه موسیقی نبض است که چندی پیش رونمایی شد خبرگزاری فارس
قاسم سلیمانی بر روی جلد نشریه آمریکایی «نیوزویک» رادیو فردا
تلاش ها در مقابل تشیع شکست خواهد خورد رادیو فردا
" ترانه ای برای ترساندن اسرائیل و داعش" YouTube
شعری برای فرمانده حاج قاسم سلیمانی یوتیوب
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو

برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
در بحران جنگ خلیج فارس مقام معظم رهبری ابلاغ فرمودند : واحدهای نظامی در منطقه جنوب و غرب گسترش پیدا کنند.
ما جزء واحدهای بودیم که در منطقه جنوب ، حوالی پادگان حمید اردو زده بودیم . این حرکت در پی همان فرمان بود ،فرمانی که در آن آورده بودند ، عبارت بود از این که : به هیچ وجه نباید پذیرفت که کسی حتی به اندازه یک وجب به خاک ما تجاوز نکند.
این دستور قاطع فرماندهی کل قوا همه ما را مصمم کرده بود که کوچکترین رخنه و نفوذ را نپذیریم . ما هر چه در توان داشتیم به میدان آوردیم و آماده مقابله احتمالی با دشمن شدیم .
آمریکایی ها تصمیم داشتند با تصویب مصوبه ای در کنگره خود ، از خاک جمهوری اسلامی ایران برای حمله به عراق استفاده کنند . تدبیر فرمانده معظم کل قوا و در پی آن ، حضور گسترده نیروها در مناطق غرب و جنوب ، آمریکایی ها را از تصمیمشان باز داشت.
سردار سرتیپ پاسدار علی فضلی
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو
از حجة الاسلام سید احمد موسوی ( سفیر ایران در سوریه ) شنیدم که ایشان گفتند :« در جلسه ای که با سید ( سید حسن نصرا... ) داشتم ، ایشان به من گفت که چیزی را در مورد حضرت آقا می خواهم به شما بگویم ، « بعد از جنگ 33 روزه ، در میان حزب الله شبهه ای بوجود آمد که جنگ با اسرائیل اشتباه بزرگی بوده است و همه در مورد آن دچار شک و تردید شده بودند ، وقتی خبر به من رسید ، اندکی تامل کردم و با خود گفتم : نکند که ما واقعا اشتباه عمل کردیم ، در این افکار بودم که یکی از فرماندهان حزب الله وارد اتاق من شد و گفت : از دفتر مقام معظم رهبری نامه ای آمده . رفتم نامه را خواندم ، دیدم که آقا نوشته اند: « جناب سید حسن نصرالله ، در مورد جنگ با اسرائل شک به دل خود راه نده که کار شما شایسته و صحیح بود ، رژیم صهیونیستی در تابستان سال آینده با نیروی قوی تری قصد جنگ با شما را داشت و اگر شما الان نمی جنگیدید ، حتما شکست می خوردید .»
چون شب از طریق ویدئو کنفرانس با مردم دیدار داشتم ، تصمیم گرفتم که سخنان رهبر را با مردم در میان بگذارم ، اما نه به نقل از رهبر بلکه از خود گفته باشم . شب شد و سخنانی را که رهبر به من گفته بودند را به مردم گفتم ، اما در دلم ترسی بود ، با خود گفتم نکند که امام خامنه ای اشتباه کرده باشند ، یکدفعه به خود آمدم و گفتم رهبر بدون اینکه او را در جریان بگذارم از دلم خبر داشت پس حتما اشباه نمی کند .
روز بعد ، کانال 11 تلوزیون اسرائیل را گرفته بودم ، که سخنرانی فرمانده ی ارتش اسرائیل را گوش بدم . فرمانده ی ارتش در سخنرانی خود گفت : « فکر نمی کردم که نیروهای حزب اللهی در ارتش ما هم نفوذ کرده باشند ، آنها از برنامه های ما با خبر بودند و میدانستند که در تابستان سال آینده قصد جنگ با آنها را داشتیم و اگر اطلاعات به آنها نمی رسید قطعا آنها را شکست میدادیم .»
سید حسن نصر الله گفت : « در این حین با خودم گفتم ، حتما مقام معظم رهبری با عالم غیب در ارتباط است ، و گرنه اینها کار یک انسان معمولی نیست »
این سخنان را به نقل از سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در جلسه با سید حسن نصر الله بیان کردم
برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو








برچسب:
نویسنده: مهدی نبی لو